بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
149
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
عليه الرحمه گفته كه احقاف از بلاد عادست ابتداى آن از شقوق « 1 » و انتهاى آن تا اجفر « 2 » است و مجموع آن چهار منزل است و بعد ازين از پدر خود نقل كرده كه معتصم خليفه فرمود كه در زمين بطانيه چاهى حفر كنند و چون به مقدار سيصد قامت كندند و آب بر نيامد پس از حفر آن دست بازداشتند و متوكل در زمان خلافت خود نيز امر بحفر آن چاه كرد و گفت بكنند آن را تا آنكه آب از آنجا بجوشد پس حفر ميكردند و در هر صد قامت ، چوبى كه از آن آب بالا آرند نصب ميكردند و چون بسيار كندند در قعر آن چاه سنگى عظيم بهمرسيد و بزدن متين پارچهاى از آن سنك جدا شد و از آنجا بادى سرد وزيد كه هر كه نزديك آن چاه بود همه مردند پس اين خبر را بمتوكل رسانيدند و ندانستند كه اين چه حقيقت است . مردم بمتوكل گفتند كه اين در پيش حضرت ابو الحسن على بن محمد العسكرى الهادى عليهما السلام معلوم مىشود و او كتابتى درين باب به خدمت آن حضرت نوشت حضرت فرمودند كه اين بلاد احقاف است كه حق سبحانه و تعالى قوم عاد را در آنجا بريح صرصر هلاك گردانيد . و در كتاب خرايج و جرايح مذكور است كه مهدى خليفه بواسطهء رفع عطش حاجيان بقرب قبر عادى حكم بحفر چاهى كرد و چون آنجا بيشتر از صد قامت كنده شد سوراخى در قعر آن بهمرسيد و از آن سوراخ فضاى ظلمانى نمودار گرديد و صدا از آنجا شنيده شد پس مهدى دو شخص را به جهت دريافت مقدمات در چاه فرستاد و وقتى كه آنها را بالا كشيدند تغيير در رنگ آنها بهمرسيده بود و ايشان گفتند كه در آن فضا خانهها و مردان و اقسام حيوانات از شتر و گاو و گوسفند ديديم و هر چه از آنها را بدست ميماليدم مانند غبار ميگرديدند و حقيقت آن را از فقهاى زمان پرسيدند هيچ كدام پى بحقيقت
--> ( 1 ) - شقوق بضم اول و ثانى ، جمع شق : منزلى است در راه كوفه به مكه پس از واقصه . ( 2 ) - اجفر بضم فاجمع قلت جفر : جايى است ميان فيد و خزيميه ( مراصد الاطلاع )